یک روز در دوردستترین دهستان غرب مازندران روایت میشود؛
اشکور؛ ایستاده با کوهستان
گزارش: محمدعلی جوربنیان/ ساعت شش صبح شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، هنوز خیلی از رامسری ها بیدار نشده بودند اما فرمانداری رامسر کمکم داشت شلوغ می شد. خبرنگاران و مسئولان شهرستانی و مدیران استانی یکییکی خودشان را به فرمانداری رامسر رسانده بودند تا به سمت مقصد حرکت کنند. مقصد اما جایی نبود که با چند دقیقه رانندگی بشود به آن رسید. قرار بود از رامسر تا رودسر برویم و از رحیمآباد عبور کنیم و بعد ساعتها در دل کوه بالا به اشکور زیبا برسیم.
جایی در ارتفاعات رامسر که برای رسیدن به آن باید وارد گیلان شد و بعد از جادههای کوهستانی به آن رسید. سفر به اشکور بهانه ای بود که مشکلات دهستان اشکور نه در یک جلسه اداری بلکه در یک حضور میدانی آن هم با حضور مدیران کشوری و مدیران استانی بررسی شود. قرار شد مدیران راه را ببینند، روستاها را ببینند و با مردمی حرف بزنند که سالهاست بخشی از مطالباتشان را دائما و بی ثمر تکرار میکنند.
این سفر یکروزه با پیگیری و ابتکار سید شمسالدین حسینی، نماینده مردم تنکابن، رامسر و عباسآباد و رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی شکل گرفت، سفری که تلاش داشت مدیران مختلف را از پشت میزهای اداری بیرون آورده و پای کار مردم آن هم در یکی از دورافتادهترین نقاط غرب مازندران بکشاند.
پشت آخرین پیچ، زندگی در جریان است
اولین چیزی که در اشکور خودش را نشان میدهد راه است. جاده اشکور که خودش بخش بزرگی از مشکل این دهستان است. اشکور از نظر جغرافیایی وضعیتی متفاوت و استراتژیک دارد. بخش پایین دست اشکورات که در محدوده سرزمینی و تقسیمات کشوری متعلق به شهرستان رودسر گیلان است و بخش بالادست آن در شهرستان رامسر و استان مازندران واقع شده است.
همین موقعیت باعث شده دسترسی به اشکور رامسر از سمت غرب از مسیر رحیمآباد رودسر بگذرد. همین باعث شد در آغاز صبح و در میانه این سفر مسئولان شهرستان رودسر و جمعی از مسئولان گیلانی نیز به کاروان بازدید اضافه شوند تا موضوع اشکور و مسیرهای ارتباطی آن فقط در مرز یک استان دنبال نشود.
ماشین ها در جاده می رفتند اما هرچقدر جلوتر می رفتیم و ارتفاع بیشتر می شد و کیفیت راه هم همراه مناظر تغییر می کرد. بخشی از مسیر آسفالت بود اما بعد از مدتی آسفالت کمکم فرسوده شد، دستاندازها بیشتر شدند و در قسمتهایی جاده خاکی و ناهموار شد.
اکثر خودروهای بازدید کنندگان شاسیبلند بودند و کسی در مسیر مشکلی احساس نکرد، اما کافی است همین مسیر را با یک خودروی معمولی روستایی تصور کنیم تا اهمیت یک دسترسی جاده ای مطلوب دوچندان شود.
راه و جاده در اشکور فقط برای رفتوآمد نیست بلکه مسیر رسیدن بیمار به مرکز درمانی، رساندن محصول باغ و مزرعه به بازار، دسترسی خودروهای امدادی و ارتباط مردم با شهر است. به همین دلیل راه همیشه از مهمترین مطالبات مردم اشکور بوده و هست.
مدیرکل راهداری و حملونقل جادهای مازندران در جریان این سفر از تکمیل آسفالت ۱۰ کیلومتر از محور اشکورات تا پیش از فصل سرما خبر داد.
پروژهای که به گفته او اجرای آن تحت تأثیر عملیات گازرسانی قرار گرفته بود و پس از پایان عملیات لوله گذاری به سرعت به مرحله اجرا در خواهد آمد. همچنین درباره اتصال محور دهستان جنترودبار به دهستان اشکور نیز اظهار شد این مسیر در قالب دو پروژه پنج کیلومتری پیشبینی شده است و در صورت تأمین اعتبار، عملیات اجرایی آن به سرعت آغاز خواهد شد. این اتصال برای رامسر اهمیت ویژهای دارد چون سالهاست که مسیر جنترودبار به اشکور به عنوان یکی از راههای ارتباطی مستقیمتر و داخل شهرستانی به اشکور مطرح است و سابقه انسداد محور جنترودبار بر اثر ریزش سنگ و کوه نیز نشان داده که توسعه و ایمنسازی این مسیر فقط مسئله گردشگری نیست.
حسینی نیز در این سفر بر ادامه عملیات آسفالت و بهسازی محورهای جواهرده و جنترودبار تأکید کرد و توسعه راهها را عاملی برای کاهش مشکلات تردد مردم و رونق گردشگری و اقتصاد روستایی دانست.
اما یک راه دیگر هم در این سفر بیشتر از همیشه خودش را نشان داد؛ مسیر اشکور به قزوین. جادهای که قرار است دو استان را از طریق کوهستان به هم وصل کند. مسیری که بخشهایی از آن پر از دست انداز و ناهمواری ایت و تردد در آن بسیار دشوار است.
آنقدر ناهموار که تردد با خودروهای معمولی در آن بسیار سخت و دشوار است و شاسیبلند تنها انتخاب طبیعی برای چنین مسیری است. با این حال همین جاده سخت، یک ظرفیت بزرگ هم در خود دارد. اگر این مسیر روزی به یک محور قابل تردد تبدیل شود، اشکور میتواند به حلقه ارتباطی میان مازندران، گیلان و قزوین تبدیل شود. مسیری که علاوه بر تسهیل رفتوآمد مردم، ظرفیت گردشگری و اقتصادی قابل توجهی را برای اشکور به ارمغان خواهد آورد.
در همان مسیر بکر و میان آن همه سنگ و خاک و پیچ کوهستان، ناگهان دستهای بز کوهی را دیدم، صحنهای کوتاه و بهیادماندنی که شاید بهتر از هر توضیحی ظرفیت طبیعی منطقه اشکور را نشان میداد.
اشکور جایی است که تناقض خودش را نشان میدهد. طبیعتی که میتواند مقصد بکر و دیدنی و جذاب برای هر گردشگری باشد، اما مردمش هنوز هم برای رسیدن به خانه و مزرعه و بازار خصوصا در نیمه دوم سال با سختی و گرفتاری، دستوپنجه نرم میکنند.
اشکور تابستان؛ اشکور زمستان
اشکور را نباید فقط در تابستان و بهار دید چون اگر این منطقه را صرفا در بهار و تابستان ببینید، سخت است باور کنید زندگی در همین کوهستان در زمستان های برفی و پاییز پر یارانش تا چه اندازه میتواند سخت و دشوار باشد.
هوای خنک، کوهها، باغها، مراتع، روستاهای پراکنده، دامها و محصولات کشاورزی در بهار و تابستان تصویری میسازند که هر شهرنشینی را وسوسه میکند چند روزی تلفن و اینترنت و شلوغی شهر را فراموش کند و به اشکور سفر کند اما برای مردم بومی اما برای دسته ای از اشکوری ها این کوهستان محل زندگی دائمی است نه اقامت موقت و فصلی.
درست است که فندق و گیلاس اشکور آوازه خود را دارند و کشاورزی، باغداری و دامداری از پایههای زندگی اقتصادی مردم منطقهاند. درست است که ظرفیت طبیعی و گردشگری منطقه در سالهای اخیر بارها مورد توجه قرار گرفته و در اخبار و رسانه ها، اشکور به عنوان منطقهای برخوردار از ظرفیتهای تاریخی، طبیعی و گردشگری معرفی شده است. اما پاییز که میرسد ورق برمیگردد.
بارندگی، سرما، برف، احتمال ریزش کوه و بسته شدن راهها، زندگی را سخت میکند. بخشی از جمعیت هم ساکن هم که ماهیت ییلاقی_قشلاقی دارند، یعنی بهار و تابستان در روستا هستند و با سرد شدن هوا به مناطق پاییندست و شهری باز می گردند.
در نتیجه بعضی روستاها در فصل سرد جمعیت بسیار محدودی دارند و همین کاهش جمعیت گاهی تبدیل به یک دور باطل می شود. هرچقدر جمعیت کمتر می شود، توجیه برای توسعه و خدمات نیز کمتر و کمتر می شود. از طرفی هرچه خدمات و زیرساخت ها کمتر شوند، ماندگاری جمعیت و چرخه تولید نیز دشوارتر خواهد شد. در حالیکه اگر قرار است مردم در این ارتفاعات بمانند و کشاورزی و دامپروری ادامه پیدا کند، باید امکان زندگی چهار فصل نیز بیشتر از پیش فراهم شود و اینجاست که مطالبه مردم دیگر فقط جاده و راه نخواهد بود.
ایستاده با کوه
از نکات جذاب این سفر برای نگارنده این خطوط، فضای سفر و نوع تعامل و گفتگوی مردم و مسئولین بود. جایی که این تعاملات دیگر رنگی شبیه جلسههای اداری و بازدیدهای معمول نداشت. مردم از روستاهای مختلف به یازن و تمل آمده بودند. پیرمردها و پیرزنهایی که بعضی با عصا و به سختی خودشان را رسانده بودند و جوانها، کشاورزان و دامدارها اعم از زن و مرد، هرکدام حرفی برای گفتن داشتند. بعضیها مستقیما به سراغ نماینده میآمدند و از راه، از گاز، برق، آب، آنتن تلفن همراه و اینترنت، از بهداشت و کشاورزی و حتی از سهمیه آرد گلایه کردند.
بله! آرد! در منطقهای که نانوایی به شکل معمول شهری وجود ندارد، سهمیه آرد یک مطالبه ساده و پیش پا افتاده اما جدیست. برخی خانوادهها از کمبود سهمیه آرد گلایه داشتند و خواهان تأمین بهتر و بیشتر آن بودند.
در فهرست مطالبات مطرحشده از سوی مردم و مسئولان محلی مثل بخشدار مرکزی و رئیس شورای بخش مرکزی مشکلاتی مثل آنتندهی، آب کشاورزی، خدمات بهداشتی، برق، آب شرب، گازرسانی و طرح هادی دیده میشد. اینها مطالبات عجیب و دور از دسترسی نیستند.
مردم اشکورمیگفتند راه داشته باشیم، برق درست و حسابی داشته باشیم، آب داشته باشیم، تلفن و اینترنت داشته باشیم، گاز داشته باشیم و بتوانیم محصولمان را بفروشیم.
یکی از صحنههایی که بیشتر از همه در ذهنم ماند همین مردم بودند. پیرمرد و پیرزنی که با وجود سن و سختی راه آمده بودند تا مسئولان را از نزدیک ببینند و جالب اینکه بسیاری میگفتند اگر لازم باشد خودمان هم حاضریم برای ساخت جاده یا عملیات های عمرانی حتی با یک بیل ساده و کارگری هم شده کمک کنیم تا چرخ توسعه زودتر و بهتر بچرخد.این شاید بهترین توصیف برای مردم اشکور باشد.مردمی که سختی های زندگی و زمختی کوهستان را تجربه کرده و پذیرفته اند، اما نمیخواهند محرومیت را به عنوان سرنوشت خود بپذیرند.
گازرسانی یکی از دیگر مطالبات جدی مردم بود و پیگیری های مهم نماینده مجلس در این سفر بود. حسینی در این سفر اظهار داشت که عملیات گازرسانی به اشکور با سرعت مناسبی در حال انجام است و باید مطابق برنامه زمانبندی تکمیل شود.
وی تأکید کرد: دسترسی روستاها به گاز علاوه بر ارتقای خدمات عمومی، میتواند به توسعه بومگردی و ایجاد فعالیتهای اقتصادی جدید و ماندگاری جمعیت کمک کند. صحبت های مسئولین و مشاهدات عینی هم حاکی از پیشرفت مناسب پروژه های گاز در اشکورات بود.
هیچکس تنها نیست!
در شهر، اینترنت و آنتن تلفن همراه آنقدر عادی شده که نبودنش برای چند ساعت آزاردهنده است، اما در اشکور ارتباط تلفنی میتواند وسیله ارتباط با خانواده، درخواست کمک در شرایط اضطراری، دسترسی به خدمات برخط و آنلاین و حتی بخشی از فعالیت اقتصادی مردم باشد.
حسینی در جریان این بازدید خواستار توسعه شبکه تلفن همراه و پوشش اینترنت در نقاط دارای ضعف پوشش شد و بر ورود جدی مخابرات برای رفع این مشکلات تأکید کرد. در کنار آن مشکلات برق و آب نیز در فهرست مطالبات مردم قرار داشت.
از ضعف ولتاژ و مشکلات شبکه برق گرفته تا تأمین آب روستاها و آب مورد نیاز کشاورزی که با حضور مدیران استانی، شهرستانی و پیگیری های نماینده این مسائل نیز مورد بررسی قرار گرفت.
جالب اینجاست که در واقع وقتی همه این مطالبات کنار هم قرار میگیرند تنها یک تصویر روشن شکل میگیرد: اشکور برای توسعه بیش از هر چیز به زیرساختهای پایه نیاز دارد نه طرح های خاص و انحصاری.
الغرض ظهر که رسید و صدای اذان در که در روستا پیچید، همه برای اقامه نماز جماعت در مسجد حاضر شدند و بعد از آن ناهار روی سفره آمد. دستپخت زنان روستا که در مجمعها (همان سینیهای بزرگ) مقابل مهمانان قرار گرفت تا فضای این بازدید دوباره از شکل رسمی خود خارج شود. مسئولان کنار مردم نشستند، بچههای روستا اطراف مسجد دیده میشدند و مردم همچنان فرصت داشتند حرفهایشان را مستقیم مطرح کنند.
اما بعد از نماز و ناهار، میکروفن ها روشن و دستبهدست شد. بخشدار و رئیس شورای بخش، مطالباتی را که از قبل احصا شده بود مطرح کردند و مدیران دستگاههای مختلف یکییکی درباره حوزه مسئولیت خود توضیح دادند.
راه و راهدارخانه، آسفالت، جنترودبار، مسیر قزوین، گاز، برق، آب، ارتباطات، بهداشت، کشاورزی و گردشگری؛ موضوعاتی بود که مطرح شد و نشان داد فاصله توسعهای این نقطه با بسیاری از مناطق شهری هنوز هم فاصله ای جدی و قابل پیگیری است.
در همین نشست مدیرکل راهداری درباره تکمیل آسفالت محور اشکورات، راهدارخانه و مسیرهای ارتباطی توضیح داد و درباره محور اشکور به قزوین نیز اعلام کرد که بهسازی این مسیر در حوزه استان قزوین نیز دنبال میشود.
حسینی هم در سخنانی تأکید کرد توسعه زیرساختهای حملونقل، انرژی و ارتباطات باید همزمان دنبال شود تا ظرفیتهای گردشگری و اقتصادی اشکور بالفعل شود و جمعیت در منطقه تثبیت شود.
مدیران آمدند؛ استاندار نه
شاید یکی از نکات قابل توجه این سفر، سطح و تعدد مدیرانی بود که خودشان را به این نقطه دوردست رساندند. مسئولان شهرستانی، مدیران استانی، مسئولان گیلان و نمایندگان و مسئولان مرتبط با قزوین در بخشهای مختلف سفر حضور داشتند و موضوع اشکور از یک مطالبه صرفاً محلی فراتر رفت. اما استاندار مازندران متاسفانه در این سفر حضور نداشت.
برای منطقهای که سالهاست از فاصله جغرافیایی با مرکز استان گلایه دارد و برای سفری که هدفش آوردن مدیران به دورترین نقاط غرب مازندران و دیدن مشکلات از نزدیک بود این یک غیبت طولانی و قابل توجه است، بهخصوص وقتی مردم انتظار داشتند عالیترین مقام اجرایی استان نیز از نزدیک شرایط منطقه را ببیند و حتی با نصب بنری از حضور ایشان تقدیر کرده بودند!
در مقابل حضور مدیران مختلف کشوری و استانی در این مسیر طولانی و سخت نشان داد وقتی ارادهای برای آوردن مجموعه مدیریتی به میدان وجود داشته باشد حتی فاصله و دشواری راه هم قابل عبور است.
در این میان نقش سیدشمس الدین حسینی در شکل گرفتن این سفر را به هیچ وجه نمیتوان و نباید نادیده گرفت. او صرفاً درباره مشکلات اشکور در یک جلسه صحبت نکرد بلکه مجموعهای از مدیران را با خود به منطقه آورد، مسیری طولانی را طی کردند و بشخصه تک تک پای حرف مردم نشست و موضوعات محلی را تا سطح همکاری میان چند دستگاه و حتی چند استان پیش برد.
این شاید یکی از ملموسترین شکلهای نمایندگی مردم باشد. اینکه مدیرکل را از اتاقش بیرون بیاوری و به جادهای ببری که مردم هر روز باید از آن عبور کنند.
حالا وقت عمل به وعده هاست
در مسیر برگشت نیز کاروان مسئولین چند بار دیگر برای بازدید از طرحها و فعالیتهای منطقه توقف کرد. یک روز کامل در اشکور گذشته بود، از شش صبح راههای رامسر، رودسر و ارتفاعات اشکور طی شده بود، مردم حرفهایشان را زده بودند، مدیران مشکلات را از نزدیک دیده بودند و وعدههایی هم داده شده بود. حالا اما بخش مهم ماجرا تازه شروع میشود.
مردم اشکور منتظرند ببینند آن ۱۰ کیلومتر آسفالت پیش از فصل سرما تمام میشود یا نه.منتظر راهدارخانهاند. منتظرند اتصال جنترودبار به اشکور از مرحله طرح و اعتبار عبور کند. منتظرند مسیر خاکی قزوین روزی به یک جاده واقعی تبدیل شود.
منتظر گاز، برق، آب، آنتن و اینترنتاند. منتظرند سهمیه آردشان پاسخگوی نیاز خانوادههایشان باشد و شاید از همه مهمتر، منتظرند این سفر فقط یک روز شلوغ در تقویم مسئولان باقی نماند.
در پایان اگر اشکور را فقط در تابستان ببینیم شاید فقط زیباییاش را، کوه و باغ و هوای پاک و روستاهای آرام جلب توجه کند اما اگر با مردمش بنشینی، پیرمردی را ببینی که با عصا آمده، صدای یک کشاورز را بشنوی و درباره آرد و برق و آنتن حرف بزنی و مسیر خاکی قزوین را با چشم خودت ببینی اینبار تصویر دیگری شکل بگیرد.
اینجا مردمی زندگی میکنند که با سختی کنار آمدهاند، اما قرار نیست چون سختکوش هستند و صبور، محرومیت را هم تحمل کنند. بله! اشکور از نظر جغرافیایی دوردیت است اما مطالبات مردمش ساده و روشن و دست یافتنیست.
راهی که قابل ۴ فصل قابل تردد باشد، برقی که وسایل خانه را نسوزاند، آبی که به روستا و باغ برسد، گازی که گرمای خانه را تأمین کند و تلفن همراهی که آنتن و اینترنت داشته باشد.
حالا ما هم منتظریم تا چند ماه بعد، وقتی بارانهای پاییزی شروع شد و دوباره همان کوهها و همان جادهها امتحانشان را پس دادند، آنوقت مشخص میشود از این سفر یکروزه چه چیزی برای اشکور باقی مانده است، چون آخرین گزارش از اشکور را نه پشت میکروفن مسجد بلکه روی همان جادهای باید خواند که دیروز مسئولان از آن عبور کردند.
